دارم فکر می کنم چرا دفعه قبل کسی نمی خواست رای بده، اما این دفعه همه اینقدر به تکاپو افتادند. اگه یه کم یادمون باشه، بعد از رفسنجانی مردم اینقدر از این حکومت خسته شده بودند که وقتی خاتمی آمد همه فکر می کردیم که بعله! این آقا همه چیز را درست می کنه. یه کم گذشت و دیدیم خبری نشد، فکر کردیم به خاطر مجلسه. انتخابات مجلس ششم هم همه رای دادند. چهار سال گذشت و فکر کردیم وقت کم بوده. یه دفعه دیگه هم به خاتمی رای دادیم. دست آخر به این نتیجه رسیدیم که این نظام درست بشو نیست. این دفعه رفسنجانی کاندیدا شد و معین. خوب معین که یکی بود بی عرضه تر از خاتمی رفسنجانی هم که یه دفعه امتحانش را پس داده بود. کسی رای نداد و احمدی نژاد رئیس جمهور شد. حالا همه دارند می گن که بیاید به هر کی می خواهید رای بدهید که احمدی نژاد نیاد. این هم البته استدلالیه. ولی من را یاد انقلاب 57 می اندازه. آن موقع هم همه شعارشان این بود که هر کاری می توانیم بکنیم که شاه بره. فقط شاه بره دنیا گلستان می شود. همه با هم متحد شدند، از آخوند و چریک فدایی و مجاهد و توده ای و جبهه ملی تا شاه بره. حتی جبهه ملی به دکتر بختیار پشت کرد و همه رفتند زیر ابای خمینی یه این امید که خمینی را می اندازیم جلو بعد میایم قدرت را در دست می گیریم. حتی نزدیک ترین آدم به خمینی یعنی صادق قطبزاده هم چنین فکری داشت. آخرش را هم همه می دانیم. بعدش که همه فهمیدند نخیر این خبرها نیست، یادشان افتاد بروند و کتابهای خمینی را بخوانند و دیدند که نخیر این آقا از اول گفته بود چی می خواهد.
حالا هم تکرار همان ماجراست. همه بریم پشت سر میرحسین، بعد هم همه فکر می کنند که میرحسین دیگه معجزه می کند. تا احمدی نژاد کفن نشود این وطن وطن نشود. هنوز موسوی رئیس جمهور نشده مردم را به تخم مبارک هم حساب نمی کنه. چند روز پیش گفته بود دخترهای بدحجابی که از من طرفداری می کنند ارتباطی به من ندارند. دلمان را خوش کرده ایم به اینکه گفته گشتهای ارشاد را جمع می کنم. خمینی هم واللا گفته بود در مورد حجاب اجباری در کار نیست. احمدی نژاد هم گفته بود که من به موی دخترها کاری ندارم.
من دارم فکر می کنم به چهار سال بعد. چهار سال بعد که یه دفعه دیگه ماجرای خاتمی قراره تکرار بشه. بعد دوباره بگیم وقت کم بود. بعد دوباره نا امید بشیم. بعد دوباره یه احمدی نژاد دیگه بیاد. بعد دوباره، بعد دوباره، بعد دوباره. نمی دانم واللا.
پس چه کار باید کرد؟
من فکر می کنم به جای اینکه از ترس احمدی نژاد اینقدر راحت رایمان را به این و آن بفروشیم و به جای اینکه اینقدر حول بشیم (مثل ماجرای دکتر بختیار که حتی آن چیزی که سالها آرزوش را داشتیم را فروختیم به یه چیز موهوم) وقت این است که از این عزیزانی که اینقدر تشنه خدمت هستند، بخواهیم که یه قولی به ما بدهند. یا به خواسته های ما عمل کنند و در نتیجه باید جلوی رهبر بایستند، یا اگر زورشان نمی رسد یا نمی رسید بیشتر خدمتگزاری نکنند و استعفا بدهند. حداقل صریح و شفاف اعلام کنند که مشکل در سر راه رسیدن به خواسته ها چیست. اگر غیر از این باشد حداکثر حداکثر تکرار ماجرای خاتمی را خواهیم داشت و بعدش تکرار ماجرای احمدی نژاد را.
این هم مقدور نیست که الی الابد به اصلاح طلبها رای بدهیم. امروز اگر می بینیم که این آقایان یه کم از حقوق شهروندی و حقوق اقلیتها و … حرف می زنند، از ترس این است که مردم رای ندهند و احمدی نژاد بیاید. در واقع این خدمتی است که احمدی نژاد کرد یا بهتر بگویم تحریم دوره قبل. وگرنه نه موسوی نه کروبی نه رضایی نه هیچ کس دیگری دلش برای مردم نسوخته است. ما تغییر کردیم که اینها تغییر کرده اند.
Yalda گفت،
03/06/2009 روی 4:37 ق.ظ
موافقم
مشکل اصلی خود ماییم
فقر فرهنگی بیش از هر چیز تو این مملکت بیداد میکنه
اکثر اونایی که میخوان به احمدی نژاد رای بدن استدلال جالبی دارند”سهام عدالت” . قشر عامه مردم نمی فهمه که این برگه ای که روش نوشته 1 میلیون تومان فقط سهامه . آدمهای زیادی رو دیدم که خوشحال بودند که احمدی نژاد 1 میلیون تومان بهمون داده و گفته سالی فلان قدر هم پول میده .
مثلا در مورد میرحسین ، صرف جمع آوری گشت ارشاد که اون هم حرف مفته همه جوونا رو با خودش همراه کرده. جوون ما اینقدر ساده لوحه که همین براش کافیه.
این حرف که یک کاندیدا میگه من ماهی فلان قدر به مردم پول میدم هم نشانه نفهمی خودشه (که نمی دونه خرد کردن پول مملکت بین مردم مشکلی رو حل نمی کنه هیچ خودش مشکل ساز هم میشه) و هم توهین به مردمه.
نمی دونم چی بگم
گفتنی ها زیاده و همه از ماست که بر ماست.
نظر شخصی من اینه که با ورود اعراب به این سرزمین بلاهت و به خون هم تشنه بودن جزیی از زندگی این مردم شد
پاینده باشید
منتقد روشن قلب... گفت،
03/06/2009 روی 4:51 ق.ظ
جناب قرمه سبزی به سلامت باد
ولی برخی از واژگان را سانسور کن اخوی!!
محمدرضا گفت،
04/06/2009 روی 11:23 ب.ظ
آقا لطف دارید این قدر چوبکاری نفرمایید. وبلاگ شما بیشتر اوقات برام باز نمی شه این مشکل از منه. کاش برگردین به بلاگفا.
آنتي چيز گفت،
14/06/2009 روی 2:26 ب.ظ
بازم بگيد طرفداراي موسوي قرطي ها و بچه سوسولا نيستن
يه آدم شجاع پيدا شد زيراب مال مردم خورارو بزنه نذاريد
پس نگيد مرفهين بي درد و كساني كه دستشون از بيت المال مسلمين كوتاه شده مخالف احمدي نژاد نيستن
اصلا خداييش دكتر با همين شجاعت بي نظيرش تو كنفرانس هاي جهاني كم افتخار براي مملكت آورد كه مي خواستين به جناب موسوي راي بدين كه جلوي يه كانديد معمولي مثل خودش كم آورد ، صداش به لرزه افتاد و زبونش به چيز چيز اون وقت پس فردا مي خواست تو كنفرانس هاي جهاني كه ميليون ها نفر در سراسر جهان به طور زنده پي گيري مكنن هي بياد بگه چيزه چيزه اونوقت نمي گن رييس جمهور مملكت گشنشه ((پنير)) مي خواد؟!!!
پرونده ها رو ميزه / هي ميگه چيزه چيزه////موسوي كم آورده / بچه سوسول آورده